امروز واقعا حرمت شهدا حفظ شد!


در ابتدای این نوشته برای این که پس فردا در دادگاه به عناد با شهدا متهم نشوم توضیح واضحات می دهم: بنده احترام زیادی برای شهدایی که برای دفاع از این مرز و بوم شهید شدند قائل هستم. و اما بعد.

اجساد چهار شهید جنگ تحمیلی (البته جنگی که دو سال اولش تحمیلی بود ولی مسلما درک این مطلب در آن فضای جنگی و به شدت غبار گرفته برای آن شهیدان بسیار سخت بود چه ما نیز بعد از سالها به این مطلب پی بردیم، پس این قضیه چیزی از ارزش فداکاری های آن عزیزان نمی کاهد) امروز در دانشگاه پلی تکنیک ایران به خاک سپرده شد. ولی ببینیم آیا این عمل - که به قول آقایان برای ترویج فرهنگ شهادت در بین دانشگاهیان و آشنایی دانشجویان با این شهدای گمنام و نزدیکی بیشتر آنان به این شهیدان صورت گرفت - موجب برآورده شدن خواسته های مجریان این طرح شد یا نه؟

ابتدا گشت کوچکی در اخبار منتشر شده می زنم.

- 70 تن از دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک به وسیله نیروی انتظامی بازداشت شدند.

- ۷ تن از دانشجویان پلی تکنیک بر اثر ضربات چاقو و پنجه بکس و … وارده از طرف تشییع کنندگان روانه بیمارستان شدند.

اینها صرفا دو سر تیتر خبری است و از پرداختن به حاشیه های دیگر مراسم امروز - که برخی از آنها در خبرگزاری دانشجویان پلی تکنیک موجود است و برخی دیگر را می توانید از دوستان مورد اعتماد خود در پلی تکنیک جویا شوید - خودداری می کنم.

چند گروه بارز صرفا در میان دانشجویان پلی تکنیک (از پرداختن به تاثیر اتفاقات امروز بر سایر دانشجویان به علت طولانی شدن بحث خودداری می کنم) با نظرات مختلف در مورد ماجرای اخیر می توان در میان این دانشجویان تشخیص داد.

1) گروه اول که معتقدان و مدافعان حرکت فوق بوده و در صحنه و درگیری ها حضور داشته اند.

2) دانشجویان مخالف این طرح که در مخالفت با حرکت فوق فعالیت هایی انجام داده اند.

3) گروه سوم که فارغ از اندیشه شان در مورد این طرح تحرک خاصی در رابطه با این موضوع انجام نداده اند.

(در اینجا لازم به تاکید است که دسته بندی فوق بسیار کلی بوده و برای بررسی نتایج عملی که انجام گرفته است نیاز به مطالعات بیشتر و انجام دسته بندی های دقیق تر می باشد).

در اینجا لازم به توضیح است که نتیجه گیری های زیر مستقل از درست بودن یا غلط بودن دفن این شهدای گمنام در دانشگاه است.

از بحث دقیق در مورد تاثیرات این اقدام بر روی گروه اول می گذرم و صرفا به یادآوری تاثیرات خشونت های انجام شده در ۱۸ تیر سال ۷۸ و تاثیر آن بر روی یک سری از چشم و گوش بسته ترین و وفادارترین نیروهای این نظام - برخی از اعضای گروه انصار حزب الله - بسنده می کنم. (۱)

نمی دانم چند تن از شما دوستان سابقه برخورد قهری و تحقیر آمیز نیروهای انتظامی و اطلاعاتی و یا تجربه حبس موقت را به عنوان یک مجرم سیاسی داشته اید و آیا از اثرات مخبر این برخورد ها خبر دارید یا نه. گروه دوم به دو زیر گروه اساسی تقسیم می شود: گروه اول آشنایان به وضعیت سیاسی دقیق امروز ایران و کسانی که در نتیجه گیری های خود عنصر تفکر را بر عنصر احساسات مقدم داشته اند و گروه دیگر سویه دیگر تقدم را انتخاب کرده اند.(۲)

مسلما گروه اول بعد از سپری شدن مدت زمان مناسب و آرامش یافتن نسبی آلام جسمی و روحی خود به این جمع بندی خواهند رسید که حساب شهدا از حساب کسانی که به زعم آنها سوء استفاده کنندگان از مقام و اچساد این شهیدان می باشند جداست (البته با کمال تاسف باید یادآور شد که این خوش بینانه ترین نگاه ممکن به این گروه است. حتی در میان آنان نیز یا برخی به نتایج دیگر می رسند یا در هر صورت گرفتگی ای از این مساله در گوشه اذهان آنها باقی خواهد ماند). اما نگاه به وضعیت ایجاد شده برای زیر گروه دوم این گروه ما را به یک تشکیک جدی در میزان ثمربخشی عمل فوق در راستای خواسته مجریان آن دعوت می کند. به احتمال زیاد این افراد حوادث پیش آمده فوق را از طرف کسانی که مدعی دفاع از شهدا هستند می بینند و عمل فوق را ناشی از فرهنگی که شهادت با خود به همراه می آورد می بینند. شاید این بزرگترین مساله در مقابل تاثیرگزاری این عمل باشد.

برای بحث در مورد گروه سوم به ذکر قسمتی از یک خبر می پردازم که در بالا به عمد از ذکر آن خودداری کردم.

- بر اساس آخرین گزارش ها، دانشجویانی که برای پیگیری وضعیت دوستان ربوده شده خود به کلانتری ۱۰۷ فلسطین مراجعه کرده اند، پس از پیگیری بسیار و پاسخ ندادن های ماموران کلانتری، در نهایت یکی از مامورین به دانشجویان که به دنبال یکی از هم خوابگاهی های دختر خود بودند، گفت: “تا این لحظه ۷۰ نفر را بازداشت کرده ایم که ۳۰ تن آنها دختر هستند”. ماموران کلانتری حتی حاضر نشده اند نام دختر دانشجوی مورد نظر را در بین اسامی دختران بازداشت شده جستجو کنند.

این فرض به نظر منطقی می آید که بسیاری از دوستان این دختر دانشجو از گروه سوم بوده اند. و این امر در مورد بسیاری دیگر از کسانی که در اتفاقات امروز به نحوی مورد آزار قرار گرفته اند نیز صدق می کند. حال به نظر شما آنان به توجه به شناختی که از دوستان خود به عنوان انسان هایی نه خرابکار و نه آشوب ساز دارند(۳) چه قضاوتی در مورد برخوردهای اخیر می کنند؟

مسلما قضاوت دقیق تر در مورد میزان دستیابی مجریان این طرح به اهدف مطرح شده شان (۴) نیاز به تحقیقات بیشتر و دقیق تر دارد. ولی نکته حایز اهمیت این است که این طرح در خوشبینانه ترین دیدگاه هم به بسیاری از اهداف خود دست نیافته است.

در پایان به ذکر یک سوال بسنده می کنم: آیا دانشجویان مخالف این طرح می توانند - با توجه به موضع گیری های رسمیشان و اعلام چند باره این مطلب که معتقد به برپایی بنای یادبودی برای شهدا می باشند - مخالف اصل موضوع تکریم شهدا باشند؟

(1) بسیار از شما یکی از این اعضا را که در پرونده نوارسازان بازداشت شد و مدت طولانی را نیز در زندان به سر برد و الان در خارج از کشور مشغول وبلاگ نویسی است می شناسید.

(۲) اصولا فکر نمی کنم کاری را که این گروه انجام می دهند انتخاب دانست.

(۳) چه تعداد از این قریب به ۱۰۰۰ دانشجویی که در تجمع اعتراضی دیروز حضور داشتند را حتی بر طبق نظرات مسئولان دانشگاه می توان خرابکار و آشوب طلب دانست؟ چند نفر از این دانشجویان قبلا پرونده ای یا اخطاری در کمیته های سختگیر انظباطی دانشگاه داشته اند؟

(۴) در این مقاله با خوش بینی مفرطی سعی شده است فرض شود که مجریان این طرح به اهداف اعلام شده شان واقع معتقد بوده و تلاشهایشان همگی در راه نیل به آن اهداف بوده است. مسلما بحث بر سر درست بودن یا نبودن این عمل و ضمنا بحث بر سر میزان اعتقاد و تلاش برای رسیدن به اهداف اعلام شده مجریان راه را برای نتیجه گیری های که به تقابل جدی این عمل با اهداف اعلام شده این طرح ختم خواهند شد هموارتر می سازد.

منبع

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر